سلام همسنگران همراه ، سلام دیده بانان بیداری که با تمام وجود در این جنگ نابرابر و واقعی نقشهایی رو ایفا میکنید که هنوز هم برای خیلیا غیر قابل باور و حتی فرضه محال هستند!!! هنوز مفاهیمی مثل انقلابی بودن و انقلابی زیستن و فداکاری و خط شکنی برا خیلیا یه مفهوم گنگ و تعبیر نشدست!!! خیلیا هستند که گمان میکنند انقلابیگری و انقلابی بودن یه نسخه به درد نخوره و امروز دیگر انقلابی بودن اثرگذار نیست!!! و سعی میکنند تا با عناوین جدید قلابی و جعلی بهانه و آدرس غلطی بدهند تا دیگران متوجه اشتباه و انحرافاتشان از مسیر حق نشوند و با خیال راحت مسیر رفاه و راحت طلبی را که به مزاجشان خوش آمده را ادامه بدهند
.
و اما بعد...
حتما میبرسید که غرضم از این مقدمه بی مقدمه چیه؟!


امروز توفیق دیدار با حضرت علامه مصباح(دامت برکاته) رو داشتیم و ایشون یه چند جمله ای نصیحتمون کردند که احساس کردم اگه همسنگرامو از این نصایح محروم کنم حق دوستی رو به جا نیاوردم . به همین دلیل تصمیم گرفتم یه چند جمله براتون بنویسم .
نصیحت ایشون درمورد انتخاب درست همنشین بود و اینکه همنشین چقدر میتونه رو انسان و عاقبت به خیری انسان تاثیرگذار باشه. خوب در احادیث و روایاتمون ائمه اطهار خیلی خیلی رو همنشین و انتخاب دوست خوب تاکید داشتند ؛مثل اینکه حضرت رسول(ص) فرمودند: « درباره هیچ‌کس قضاوت نکنید... تا وقتی که ببینید با چه کسانی هم‌نشین است... زیرا آدم‌ها از راه همنشیان شناخته می‌شوند». یا اینکه امیرالمومنین علی (ع) فرمودند - «هم‌نشینی با بدان، بدی را به روح آدمی وارد می‌کند... مانند باد که اگر از جای بدبویی بگذرد، بو را با خود می‌آورد». و نمونه این احادیث بسیاره که لازم به ذکر نیست ؛ و اگر کسی مصداق میخواد میتونه به تاریخ صدر اسلام یه نگاهی بندازه تا نمونه هاشو ببینه _البته تو همین انقلاب خودمون هم نمونه های زیادی میشه براش اسم برد و ذکر کرد که البته ما قصد اینو نداریم!!!_ اما اونیکه مهمه و ما باید بهش دقت کنیم اینه که چرا افراد اینطور میشند و در مدت کوتاهی همه آرمان ها براش ضد آرمان میشن وحتی برای مقابله با اونها کمر همت میبنده.
تو قرآن خدا خطاب به حضرت رسول(ص) میفرماید : وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فی‏ حَدیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقینَ وَ الْکافِرینَ فی‏ جَهَنَّمَ جَمیعاً . اینکه تفسیرش چیه در گنجایش کلام ما نیست ولی میتونید به تفاسیر کتاب مبین رجوع کنید؛ولی با خوندن فقط معنی اون آدم تحت تاثیر قرار میگیره که چی؟!!_ اینکه خدا داره با یک لحن تند و تاکیدی به رسولش دستور میده که مبادا با منافقین و کسایی که تو دلشون با خدا مشکل دارند مصاحبت داشته باشی  و بعد وعده میدند که همنشینان مشرکین و منافقین و کفار با همونا هم محشور میشن_!!!
حضرت استاد برای اینکه ما رو مجاب کنند مثال یکی از شاگردانشونو زد که چهل سال قبل یک شخصیت انقلابی دو آتیشه بوده و چقدر مقیدومتعهد و متشرع بوده و حتی در همون چهل سال بیش هم اصرار داشته اند که دست ایشون رو ببوسن و چه چه !!! ولی الآن کجاست ؟!!! الان همون شخص اگه شیطون نباشه داداش کوچیکش هست!!! الآن همون شخص اگه بیشتر از دشمنای خارجی شبهه ایجاد نکنه کمتر از اونا هم ایجاد نمیکنه!!! شاید سخت باشه تصور کنیم ولی اون شخصی که به
پارسایی شهره بوده ! الان ضروریات اسلام که هیچ حتی بدیهیاتی رو که دشمنای اسلام درمقابلشون کم آوردند رو هم رد میکنه و قبول نداره!!!

اما اینکه آدم چطور به اینجا میرسه رو ایشون  تو قالب یه داستان معروف آوردند که«عابدی گوسفندی داشت که کل داراییش از دنیا بود یه روز چندتا دزد طمع کردند گوسفند رو بدزدند! گفتند ولی چطور؟ یکی از اونها گفت هر کاری من کردم شما هم بکنید تا با دستای خودش گوسفندو بهمون بده!!! رفت خدمت عابد شروع کرد به تعریف و تملق از عابد که شما فلانید و اجازه بدهید دستتان را ببوسم و آوازه شما فلان است وبمان است و... ولی برای ما یک سوال وجود دارد که بزرگی مثل شما چرا با این خوک!!! زندگی میکند؟!عابد با تعجب گفت کدام خوک؟!اینکه گوسفند است ؛ ولی دزد زیر بار نرفت و دلیل آورد که خوک است و چون عابد رد میکرد خداحافظی کرد و رفت و این کار را چند بار انجام دادند تا اینکه امر بر عابد مشتبه شد که نکند واقعا اینها راست میگویند و من در اشتباهم!!!گوسفند را در صحرا رها کرد و برگشت!!! و دزدان گرسنه را به مقصود رسانید»!!!

شاید بگید چه ربطی داره؟!!! ربطش به تدریجی بودن و مداومت داشتن شبهه و حرف ناحق برای اثر گذاری است . اینکه مطمئنا عابد یا انسان با یک حرف یا یک شبهه منحرف نمیشود ولی اگر چندبار مطرح شود کم کم دچار تردید و نهایتا گمراه میشود. شخصیتهای زیادی بودند که علی رغم حسن شهرت ابتدایی ، به دلیل مصاحبت با افراد منحرف و یا جریان منحرف و یا حتی کتابهای منحرف کاملا تغییر موضع داده اند و به سنگر مقابل رفته اند . اگرچه دشمنای دیگه ای هم مثل شهوت دنیا و مقام و سرمایه و رفاه و خود بزرگبینی هم در کمینند و هر روز ازمون تلفات میگیرند!!!

حالا سوی سخنم با خودمون بچه مذهبیاست! اینکه حواسمون هست کجاییم و زیر بیرق کی داریم سینه میزنیم؟! حواسمون هست که دشمنای قسم خوردمون چقدر کار میکنن تا ما رو منحرف کنند؟! مبادا غفلت کنیم؟! مبادا اماممونو بفروشیم؟! مبادا شناخت و اعتقاداتمونو محکم نکرده باشیم و در حوادث الواقعه دچار فتنه بشیم؟! به قول شهید مطهری «شک پل خوب و جایگاه بدیست» مبادا از مسیر مردد بشیم؟! حواستون به نیروهای خودی و نخودی و بیخودی باشه؟!

یاعلی