54147349524065559674.jpg

آن چه لازم دیدیم متذکر شویم ؛ این است که آقای روحانی ! صفحات تاریخ گواه این مطلب است که ما هرگز نترسیده و نلرزیده ایم ؛ اگر چه بسیار دلواپسیم!!! همین صفحات تاریخ و وجدان های بیدار، گواه هستند که ما هرگز به دنبال گوشه گرم و جای دنج نبوده ایم!!! همین صفحات تاریخ در آینده ای نزدیک خواهد نوشت که چه کسی بود که از مذاکرات و مذاکره کنندگان هراس داشت و می ترسید!!! وعده ی ما باشد پس از نوشتن صفحات بعدی تاریخ !

اما فرموده بودید به جهنم! مگر می شود یک طلبه نداند که حکم جهنم را خدا می دهد و نه رئیس جمهور؟!!!

باشد قبول!! می پذیریم!! که در مقابل شما کم آورده ایم!! چون معتقدیم که اخلاق محوری و اعتدال را باید در عمل حاکم کرد و نه در حرف!! چون ما معتقدیم که اخلاق بعد سوم آموزه های دینی ماست ؛ شما را نمی دانم!!!

اما چون از امام دم می زنید و از ایشان نقل قول می کنید! ما هم شما را به این چند جمله توصیه میکنیم :

پایی که دارد از حد گلیمتان فراتر می رود!!!

انتخاب دکتر روحانی در سال 92 پیام ها و تحلیل های زیادی برای فضای سیاسی کشور در پی داشت ، که قسم اعظم تحلیل ها حول محور واحدی واحدی می چرخید و آن هم شکننده بودن آرای روحانی بود . که نشان می داد مردم بر خلاف بیشتر دوره های قبلی به اجماع نسبی هم نرسیده اند . کاندیدی که تا برنامه های مناظرات (مخصوصأ مناظره سیاسی که بی شباهت با مناظرات سال88 نبود و برخی گوی سبقت را در بگم بگم از دیگران ربوده بودند) همواره در نظرسنجی ها کمترین آرا را داشت به یکباره پیش رفت و منتخب ملت شد .

نقد و نقادی یکی از محور های اصلی سخنرانی ها و تبلیغات دکتر روحانی بود که در مدت تبلیغات و پس از شروع به کار دولت همواره با قدرت بیان خوب ایشان مطرح می شد و روحانی و تیم تبلیغاتی جریان چپ با طرح و عملیاتی کردن یک برنامه سه مرحله ای توانستند بیشترین بهره ها را ببرند .

مرحله اول این برنامه متهم کردن و تخریب دولت قبل و فضای حاکم بر کشور در مواجهه با نقد و نقادی و برخورد با نقادان بود . اما طرف اتهام تنها دولت نبود بلکه جبهه ی روبه رو (شما بخوانید جریان اصولگرایی)بود . که البته این امر میسر نمی شد مگر بوسیله قدرت و پروپاگاندای تبلیغاتی جریان چپ بود که گردن به حکم هر کسی می نهادند مگر جریان مقاومت .

مرحله ی دوم حذف رقبای انتخاباتی بود که سعی کردند با طرح مصادیق ساختگی و توهمی و گمانی مردم را مجاب به پذیرش این اتهامات کنند .

مرحله سوم و نهایی که هم زمان با تشکیل دولت کلید خورد ، و به وسیله دولت با تمام توان و امکاناتش از رئیس گرفته تا وزیر و معاون و مشاور و دلبسته و دلداده در حال اجرا می باشد .

دولتی با این میزان مقبولیت شکننده و با آن همه یال و کوپال اخلاق و اخلاق محوری و جار و جنجال برای اخلاق اسلامی در همان روزهای اول و مصاحبه های ابتدایی ، به جای تمرکز بر توانایی های خود برای پیشبرد هر چه بهتر انقلاب ، به جان دولت و قبل و رقبای خود افتاد و هر آن چه را که دوست داشتند ، اگرچه بویی از واقعیت نداشت را مطرح کردند . و با توهین به مسئولین سابق و رقبای انتخاباتی رای خود را اینگونه معرفی کردند : « مردم در 24 خرداد به افراط و تفریط و خشونت و خودرأیی و تک رأیی و عدم مشورت و و عدم تدبیر رأی ندادند ؛ و به اعتدال ، تدبیر و عقلانیت رأی دادند»!!!

اکبرترکان نیز که مشاور رئیس جمهور می باشند نیز چند وقت بعد در تکمیل سخنان روحانی به آرمان گفت : « کسانی که به روحانی رای ندادند موافق بی قانونی اند »!!!

و چند روز بعد نیز هاشمی و روزنامه های زنجیره ای که یار و هم پیاله دولت اند ؛ « دولت های نهم و دهم را مرده ای خواندند که قصد لگدکردنش را ندارند »!!! اگرچه از حرف تا عمل فرسخ ها راه بود .

شاید هیچ تحلیلگر سیاسی در آن روزها فکرش را هم نمی کرد که دولتی با این میزان مقبولیت بخواهد اینقدر زود شمشیر را از رو ببندد ! ولی هر چه جلوتر می رفتیم سخنرانی های دیگر دولتی ها ، دیگر حلقه های این توهین های زنجیروار را کامل تر می کرد .

دولتی که فغان های بی پولی و خزانه خالیش!!! رسانه های داخلی و خارجی را در بر گرفته بود ، تنها پس از چند ماه سبد کالایی را با چندین میلیارد هزینه توزیع کرد . که توهینی علنی به فهم و شعور مردم بود . و از سوی دیگر موضع قدرت جمهوری اسلامی را در جامعه بین الملل لگدمال کرد . و تصاویری را به نمایش گذاشت که تداعی کننده دوران جنگ زدگی و یا قحطی زدگی بود! و دشمنان قسم خورده انقلاب را جسارت توهین و گستاخی داد و هر آن چه که می توانستند از این فاجعه بهره بردند .

و دولت خود را حتی مستحق یک معذرت خواهی هم نمی دانست!!!

آن چه که در روند حرکت دولت به چشم می خورد و هر اهل فکری را به فکر وا می داشت ؛ « سیاست یک بام و دو هوای » دولت بود . دولتی که با شعارهای اعتدال و اخلاق محوری و پذیرش مخالف و همگرایی بر سر کار آمده بود ، در سخنرانی ها و مصاحبه های خود ، از مردم و دانشگاهیان و خواص ، درخواست نقد می کردند و آن هم نقد آشکارا ! و در نشست های عمومی خود را نیازمند و وامدار نقد و دوستان و منتقدان می خواند و نقد را نعمتی از نعمات الهی و لطفی از الطاف الهی می دانست در برخورد با نقادان چهره ای دیگر داشت .

اما آن چه که بیشترین توهین و توبیخ و تهدید را به همراه داشت ، توافقنامه ژنو بود! که البته اطلاق توافق بدان اشتباه است و تنها عنوان واقعی آن مذاکرات ژنو است ونه توافق!! مذاکراتی که بر سر حقوق ایرانیان ، متن های محرمانه می نوشتند!!!

مذاکراتی که تمام توان و وقت دستگاه دیپلماسی دولت صرف آن می شود . و البته دستاورد چشم گیری نداشته و انتقاد دوست و دشمن ، خودی و بیخودی و نخودی را به همراه داشته! اما دولت به جای پاسخگویی به دغدغه ها و ابهامات دلسوزان نظام ، با تمسک به تعصبات کورکورانه و و نفی منتقدان ، سعی در پاک کردن صورت مسئله را دارد .

در این مدت هر چه که از زمان مذاکرات می گذرد ، نقدها جدی تر و مستندتر می شود ؛ اما رئیس جمهور راه کار را در توهین و برچسب زنی  و ساکت کردن منتقدان و دلسوزان با شگردهای سرهنگی یافته است!!!

کم سواد ، مواجب بگیر و مزدور ، بی تدبیر و دشمن عقلانیت ، بی شناسنامه ، بزدل ، ترسو و.... تنها بخش کوچکی از توهین های روحانی و دولتش به منتقدان مذاکرات و دولت است .20857310832877516567.jpg

آن چه لازم دیدیم متذکر شویم ؛ این است که آقای روحانی ! صفحات تاریخ گواه این مطلب است که ما هرگز نترسیده و نلرزیده ایم ؛ اگر چه بسیار دلواپسیم!!! همین صفحات تاریخ و وجدان های بیدار، گواه هستند که ما هرگز به دنبال گوشه گرم و جای دنج نبوده ایم!!! همین صفحات تاریخ در آینده ای نزدیک خواهد نوشت که چه کسی بود که از مذاکرات و مذاکره کنندگان هراس داشت و می ترسید!!! وعده ی ما باشد پس از نوشتن صفحات بعدی تاریخ !

اما فرموده بودید به جهنم! مگر می شود یک طلبه نداند که حکم جهنم را خدا می دهد و نه رئیس جمهور؟!!!

باشد قبول!! می پذیریم!! که در مقابل شما کم آورده ایم!! چون معتقدیم که اخلاق محوری و اعتدال را باید در عمل حاکم کرد و نه در حرف!! چون ما معتقدیم که اخلاق بعد سوم آموزه های دینی ماست ؛ شما را نمی دانم!!!

اما چون از امام دم می زنید و از ایشان نقل قول می کنید! ما هم شما را به این چند جمله توصیه میکنیم : «همه خطاها از اینجا بروز می كند. انسان چون خود را می بیند و خودخواه است، همه چیز را براى خودش مى‏خواهد؛ و هر كس مانع او بشود- و لو به توهّمش- با او دشمن مى‏شود؛ و هر چه را كه مى‏خواهد، چون براى خودش می خواهد، حدود، دیگر قائل نیست؛ از این جهت مبدأ همه‏ گرفتاریها می شود . همه بلاهایى كه سر انسان مى‏آید از این حبّ نفس است؛ [از این‏] كه آدم خودش را دوست دارد. تمام گرفتاریهایى كه براى همه ما هست، براى این حبّ‏ جاه‏ و حبّ نفس است. حبّ‏ جاه‏ است كه انسان را به كشتن مى‏دهد، انسان را به فنا مى‏دهد، انسان را "به جهنّم" می برد. رأس همه خطیئه ها همین است: رَأْسُ كُلِّ خَطیئَةٍ همین حبّ جاه و حبّ نفس است . »